تبلیغات
لامرد ما - سنگر 118 : حسین عمو (مصاحبه اختصاصی خط هشت با پیر بسیجیان اردبیل حاج حسین علوی‌زاده)
لامرد ما
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهدی دگلی
نویسندگان
بارها در مراسم نماز جمعه اردبیل صدای باصلابت پیرمردی که با تمام عشق و علاقه شعار می دهد و همه را برای شعاردادن دعوت می کند را شنیده اید و با خود اندیشیده اید که او کیست؟

بارها در مراسم نماز جمعه اردبیل صدای باصلابت پیرمردی که با تمام عشق و علاقه شعار می دهد و همه را برای شعاردادن دعوت می کند را شنیده اید و با خود اندیشیده اید که او کیست؟ چرا با این علاقه در مراسم نماز جمعه شعار می دهد؟ انگیزه او از این کار چه می تواند باشد؟ و ... «حاج حسین علوی زاده» سالها در جبهه ها حضور داشته و با نَفَس گرم خود در روحیه دادن به رزمندگان كوشیده است و حال در سنگر نماز جمعه برای ناامید كردن دشمن فریاد «الله اكبر» سر می دهد. برای آشنایی قشر جوان با این پیرمرد كه  پیر بسیجیان اردبیل لقب گرفته مصاحبه ای ترتیب داده که متن آن در ذیل آمده است:
*جناب آقای علوی زاده در ابتدای این مصاحبه مختصری از خودتان بگویید؟
بنده در سال 1311در روستای چنذانق به دنیا آمدم و  از سن 12 سالگی به كار كشاورزی و دامداری و دست فروشی و باغبانی در روستا مشغول شدم. در سن 21 سالگی به هشتبر مهاجرت کرده و به مدت 26 سال نیز در آنجا سكونت گزیده و به همین کارها مشغول بودم تا اینکه انقلاب شروع شد و من در سن 47 سالگی به اردبیل بازگشتم. 2 دختر و 2 پسر داشتم که یك دختر و یك پسرم فوت شده اند و هم اکنون صاحب 9 نوه هستم.
*آیا آن زمان در فعالیت های انقلابی شرکت می کردید؟
در زمان انقلاب در محضر عالم گرانقدر حاج آقا مرتضوی بودیم كه ایشان را از گیوی به هشتبر تبعید كرده بودند. با رهبری ایشان اكثر مردم در مسجد جامع تجمع كرده بودند تا راهپیمایی شروع شود. رئیس شهربانی آمد و گفت: « هیچ یك از شما حق ندارید راهپیمایی كنید». آقای مرتضوی به هیچ وجه قبول نكرد. رئیس شهربانی  از ایشان تعهد گرفت كه به هیچ یك از اهالی كوچه و بازار اذیتی نرسد». بالاخره راهپیمایی را  شروع كردیم، در حال راهپیمایی بودیم كه ارتشی ها جلوی ما را گرفتند و هر كس به سمت و سویی رفت دوباره جمع شدیم و با شعار «مرگ بر شاه» و «زنده باد خمینی» راهپیمایی را ادامه دادیم .
 

*بعد از وقوع انقلاب چکار کردید ؟
بعد از پیروزی انقلاب در محضر حاج شیخ سعید بودیم. هر روز بعد از نماز مغرب و عشا به مسجد می رفتیم و مسجدها را پاكسازی می كردیم و دور هم می نشستیم و برنامه ریزی می كردیم.
* چطور شد که به فکر رفتن جبهه افتادید؟
جنگ شروع شده بود و بنده هم درجمع مردم بودم. حاج شیخ سعید به من گفت: «حسین تو كه عاشق امام و انقلاب هستی. بچه ها در پادگان برای رفتن به جبهه  دوره می بینند، شما هم بروید ثبت نام كنید». من هم رفتم و ثبت نام كردم. بعد از دو ماه دوره ما را به محضر امام (جماران) بردند ساعت 11 بود كه به آنجا رسیدیم..
*مهمترین ویژگی اخلاقی شیخ سعید؟
ایشان در عین شوخ طبعی، متانت خاص خودشان را داشتند یكی از مهره های اصلی در انقلاب بودند.
*چه خاطره ای از آن روز دارید؟
به محض ورود امام خمینی(ره) به حسینیه جماران  فکر کردم چراغ ها را روشن كردند چون آنجا نورانی شد. اما وقتی خوب نگاه کردم دیدم نه اصلا این طور نیست و این نورانیت امام است كه مانند چراغ می درخشد. همان لحظه من که عاشق امام بودم را با دیدن آن هیبت عاشق تر شدم .
*از اولین ساعات حضورتان در جبهه بگویید ؟
به محض ورود به جبهه با رزمندگان خیلی صمیمی شدیم گویی چند سال بود كه همدیگر را می شناختیم. دو سه روز از حضورم در جبهه می گذشت دیدم یكی از بچه ها بسیار ناراحت است. گفتم: « چرا این چنین پریشان و ناراحت هستی». او پاسخ داد: « شهادت امشب نصیب ما نمی شود». گفتم: «هنوز که شب نشده از كجا می دانی كه شهید نمی شوی؟». گفت: « قرار است چهل نفر در این حمله شركت كنند. قرعه كشی كرده اندو قرعه به نام دیگر بچه ها افتاده برای همین ناراحتم». بسیار متحول و ناراحت شدم و به حاج وهاب گفتم: «امروز روزگار من عوض شد. بیا پیش بچه ها برویم و  جای مان را با دو تا از بچه ها را عوض و به جای آنها ما در عملیات شركت كنیم». بالاخره با هزار مصیبت دو تا از بچه ها نوبتشان را به ما بخشیدند.
*حالت رزمندگان در آن زمان چطور بود؟
زندگی آنها آسمانی بود و با زمینی ها فرق زیادی داشت. زندگی آنها فقط و فقط خدا و دین اسلام بود .
*مسئولیت شما در جبهه چه بود؟
بنده مسئولیتم در جبهه پشتیبانی بود (جابه جایی مهمات ). یكروز با یکی از رزمندگان مهمات را جابه جا می كردیم. برای هر ماشینی 450 عدد مهمات گذاشته بودیم. به توپخانه كه نزدیك شدیم راننده ماشین را نگه داشت. گفتم:« چرا ماشین را نگه داشتید؟». گفت: « مگر نمی بینی گلوله ها مثل باران می بارند اگر یكی از گلوله ها به ماشین اصابت كند همه ی این مهمات منفجر خواهد شد». به یكی از راننده ها گفتم: « یك عدد گونی به من بدهید می خواهم  دو تا از این مهمات را به پشت گرفته به توپخانه ببرم». گفت:« این مهمات ها را تا كی می خواهی این چنین جابه جا كنی؟». گفتم: « هر كس كاری را نسبت به توانش انجام  می دهد و در آخرت هم از هر كسی به اندازه توانش سوال می شود. زمانیكه حضرت ابراهیم خلیل الله را به آتش انداختند قورباغه با دهانی پر از آب جهت خاموش کردن آتش نمرود بر حضرت ابراهیم می شتافت».
* به اعتقاد همگان، در پیروزی رزمندگان در جبهه های حق علیه باطل امداد غیبی هم در کار بود شما در این مورد چه نظری دارید؟
 من هم به این معتقدم و در زمان جنگ در این مورد خوابی دیده ام که برای شما تعریف می کنم. بعد از نماز صبح بود که خواب دیدم من با چشمانی گریان در كنار رودخانه ای که آبش گل آلود ایستاده ام و از فرط ناراحتی چشم در رودخانه دوخته ام. ناگاه دیدم این رودخانه گل آلود با نوری مزین گردید. وقتی نگاه كردم دیدم یكی از سلاله های حضرت زهرا دست راستش را بر شانه ام نهاد و گفت: « حسین جانم! چرا ناراحتی؟» و من گفتم:« مولای من! یاران خمینی انگشت شمار شده اند». مولایم با نشان دادن رودخانه گفت:« به نظر تو، آیا می توان ذرات این آب را شمرد؟ مطمئن باش که یاران خمینی بیش از این ذرات خواهد بود». ناگاه دیدم آب گل آلود به آب زلالی تبدیل شد و آن بزرگوار فرمود:« ان شاءلله روزی خواهد رسید كه همه ی كفر و نفاق و تیرگی از بین خواهد رفت».
*از همرزمان شهیدتان برای ما بگویید؟
 بنده با  با شهدایی چون مهدی باكری و شهید جوادی و ... همرزم بودم. «مهدی باكری» یه عالم دیگر داشت. یك روز به من گفت: «حسین عمو! بنده هر چی بخواهی به تو می دهم» گفتم:« اگر تراكتور یا ماشین بدهی می فروشمش، پول هم بدهی احتیاج ندارم».(می خواستند به خاطر سن زیاد من یه جورایی از من تشكر كند). گفتم: «اگر می خواهی مرا خوشحال كنی یك نامه با دست خط خودت به من بده كه پیش امام خمینی بروم». ایشان یك عكس از امام را به من داد و گفت: « هر وقت دلتون برای آقا تنگ شد به این عكس نگاه كن، اگر به شما نامه بدهم دیگر این بسیجی ها از من دست بردار نیستند».
*شهید باکری را در یک جمله برایمان معرفی کنید؟
شهید باکری مثل علمدار كربلای حسین (ع) علمدار امام خمینی(ره) در جبهه بود و شهید جوادی نیز علی اكبر امام (ره) بودند.
*آیا در جبهه هم شعار می دادید؟
من وقتی در عملیات منطقه بستان شركت كرده بودم با شعارهایی چون « مرگ بر آمریكا»، « مرگ بر اسرائیل» و «آمریكا هیچ غلطی نمی تواند بكند» شب ها بالای خاكریزها می رفتم و شعار می دادم. جالب است بدانید که بعد از چند سال از آن دوران، دو نفر از منافقان پیش من آمدند و گفتند: «بیا فلان جا هر چه قدر پول می خواهی به تو می دهیم به شرطی كه هیچ موقع نام صدام و بنی صدر را به زبان نیاوری و شب ها بالای خاكریزها شعار ندهی». بعد از گفتن این حرف ها یكی از آنها راه خود را گرفت و رفت. دیگری به بهانه بستن بند كفشش خم شد و گفت: « حسین! شما حرف اینها را باور نكنید. اینها بعد از شعارهای شما در بستان، 4 سال است كه به قصد انتقام و اسیر کردن شما دنبالتان می گردند تا بتوانند بعد از شكنجه، تمام شعارهایتان را منطبق با اهداف خود کنند».
*آیا شده بود در جبهه اتفاقی افتاده باشد و با ندای شما روحیه بچه ها مضاعف شده باشد؟
بله. در جزیره مجنون جهت تضعیف دشمن (با وجود بالا بودن تجهیزات نظامی) و مضاعف كردن روحیه رزمندگان دائما با شعارهایی چون «اهل حق پیروز است.» و «صدام و صدامیان نابود است.» به این سنگر و آن سنگر می رفتم كه در واقع این یك جنگ روانی به همراه جنگ نظامی بود.
با دیدن این اوضاع بچه ها مرا از گروه تخریب جدا كردند وشهید جوادی گفتند: «چرا این چنین می كنید؟». گفتند: « این روحیه حسین عمو از هر بمب و موشك و توپی كارسازتر است. چرا كه ترس و دلهره تمام وجود عراقی ها را گرفته است».
*چه تعریفی  از فضای جبهه آن زمان برای نسل جوان امروز دارید؟
جبهه رشادت، اخلاص، ایمان و از خود گذشتگی بود كه در تمام لحظات آن جاری بود. و نمونه عینی آن اینکه در جزیره مجنون بودیم یكی از رزمنده ها بر اثر اصابت تركش به طرز وحشتناکی زخمی شد. رفتم كه ایشان را عقب برگردانم. گفت: « شما كاری به من نداشته باشید بروید جلو و اجازه ندهید ناموسمان به دست این دشمنان بیفتد.»
و نمونه دیگر اینکه، بچه ها جهت باز نمودن معبر در میدان مین قرعه كشی كرده بودند كه اسم دو تا از رزمنده های نوجوان درآمده بود. وقتی من و شیخ وهاب رفتیم و از آنها خواستیم كه رضایت بدهند تا ما جهت باز نمودن معبر بر روی مین برویم. گفتند:« خواهش می کنم این را از ما نخواهید كه این از مردی و مردانگی به دور است».
*حاج آقا! شهید مرحمت بالازاده یکی از شهدای مطرح و بنام استانمان اردبیل است آیا از او هم خاطره ای دارید؟
لحظات نماز مغرب بود و آب در دست داشتم و  می خواستم وضو بگیرم. «مرحمت» آب را از من گرفت. به محض گرفتن آب از من پایش به سنگی خورد و به زمین افتاد آب را از دستش گرفتم. خواستم به پاهایش بوسه ای بزنم. مرحمت متوجه شد و دستم را گرفت. گفت:« عمو جان! می خواهی منو شرمنده كنی؟». گفتم: «مرحمت این چه حرفیه؟ تو به منزله ی علی اكبر هستی برای امام».
*شما که این قدر عاشق امام خمینی(ره) هستیید آیا تاکنون امام را در خواب دیده اید؟
 -بله. یک بار امام را درخواب دیدم كه روی یك قله نشسته بود و در دست ایشان قرآنی بود. از شهدایی که آنجا بودند پرسیدم:«اینجاكجاست كه امام نشسته؟». گفتند: «قله ی سبلان است». به امام گفتم: «از شما دو تا سوال دارم». ایشان فرمودند: «بپرسید».  سوال کردم:« سرنوشت حمله آمریكا به عراق چه می شود؟». فرمودند:« آمریكا هیچ غلطی نمی تواند بكند آنها هر كاری بكنند به نفع اسلام و ایران است».
باز پرسیدم: شما فرموده اید که این انقلاب را تحویل صاحبش می دهم آیا اینطور خواهد شد؟ فرمودند: «بله. انشاءلله این انقلاب را به صاحبش تحویل خواهیم داد».
*آیا تاکنون از عنایات امام خمینی(ره) بهره مند گشته اید؟
به خاطر عروسی یکی از دوستانم مقداری پول قرض كردم. تو این فكر بودم كه چطوری می توانم این قرض را ادا كنم. امام را در خواب دیدم که پایشان را روی یك حوض پر ازگل و گیاه گذاشته و رزمنده ها در كنار حوض نشسته اند. من هم به آنجا رسیدم. گفتم: «امام بزرگوار! من قرض دارم می شود قرض مرا ادا كنی؟». دیدم امام آمد و پشت سرش چند گوسفند. امام پیش یكی از بچه ها رفت و گفت:«این گوسفندان را ذبح كنید و پوستش را بدهید به آقای علوی(دوست من) و گوشتش را بین رزمندها تقسیم كنید». از خواب بلند شدم. یكی از بچه ها صاحب زمین بود سی هزار تومان به ایشان دادم و زمین را اجاره كردم و در آنجا سیب زمینی كاشتم . زمین حدود 14 تُن سیب زمینی داد و با پول آن توانستم قرضم را ادا كنم .
*تعریف شما از حضرت امام (ره)؟
از زمانی كه دنیا و این هستی بوجود آمده بعد از آل محمد(ص) و فردی مثل امام خمینی(ره) به دنیا نیامده و نخواهد آمد.
*احساستان در مورد مقام معظم رهبری؟
از شاگردان خلف امام(ره) و ادامه دهنده راه ایشان.
*به نظر شما رمز پایداری انقلاب در چیست؟
رمز پایداری انقلاب خواست و اراده خداون است و به حتم هر كاری كه سمت و سوی الهی داشته باشد خداوند خود پشتیبان و راهنمای آن کار خواهد بود.
*پاسخ شما برای جوانانی كه می خواهند بدانند چرا انقلاب و جنگ شد چیست؟
همه اینها از روی حكمت الهی بود .
*اگر الان جنگ شود و آمریكا حمله كند عكس العمل جوانان چه می تواند باشد؟
جوانان امروز مثل آن جوانان با شور و اشتیاق بیشتر و بلكه بهتر از آنها ایثار می كنند.
*از دیدگاه شما بسیجی کیست؟
كسی كه قلب و روحش با خدا باشد و كارهایش از روی اخلاص.
* زمانی كه صحنه هایی چون مقاومت غزه و فلسطین می بینید چه احساسی به شما دست می دهد؟
ای كاش من نیز در كنار آنها و با آنها بودم.
*پیر بسیجیان اردبیل چه آرزویی دارد؟
یكی كربلا كه در عالم رویا نیز دیده بودم كه به واقعیت پیوست، دوم شهادت كه امیدوارم ان شاالله در ركاب آقا امام زمان(عج) باشد.
 *قشر جوان و نوجوان حسین عمو را بیشتر از شعارهایتان در نماز جمعه می شناسند این نشات گرفته از كدام مكتب است؟
خدا می داند كه این شعارها از دل و جان است كه حاكمیت روح بر جسم است. وقتی شعار می دهم كه «آمریكا هیچ غلطی نمی تواند بكند و شكست خواهد خورد».  بعضا می بینم كه خیلی ها بر می گردند و طور خاصی نگاه می كنند. در حالی كه واقعیات اخیر نشان داده كه این شعار درست است و آمریكا نمی تواند در مقابل ایران بایستد.
من این شعارها را در نماز جمعه شهرهای مختلف و حتی كربلا نیز سر داده ام.
*دعای شما در آستانه پایان سال ؟
تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) و شهادت در ركاب ایشان.

مصاحبه: خانم سلمانی و خانم جوادی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 آبان 1397 06:17 ب.ظ
I do not know if it's just me or if everybody else encountering problems with your site.
It appears as if some of the text within your posts are running
off the screen. Can somebody else please comment and let me know if this is happening to them as well?
This may be a problem with my browser because I've
had this happen before. Cheers
دوشنبه 28 آبان 1397 06:02 ب.ظ
Thank you for the good writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to far added agreeable from you! However, how could we communicate?
یکشنبه 27 آبان 1397 11:01 ب.ظ
This excellent website truly has all of the information and
facts I needed about this subject and didn't know who to ask.
یکشنبه 27 آبان 1397 08:53 ب.ظ
I'm excited to discover this website. I need to to thank you for your time for
this particularly wonderful read!! I definitely savored every little bit
of it and I have you book marked to check out new things on your blog.
شنبه 26 آبان 1397 06:49 ب.ظ
If some one needs expert view on the topic of blogging then i propose him/her
to pay a visit this website, Keep up the pleasant job.
چهارشنبه 23 آبان 1397 07:31 ب.ظ
Heya great blog! Does running a blog similar to this require a lot of work?
I've absolutely no expertise in coding however I had been hoping to start my own blog in the near future.
Anyhow, should you have any recommendations or tips
for new blog owners please share. I understand this is off subject but
I simply wanted to ask. Kudos!
چهارشنبه 23 آبان 1397 01:53 ق.ظ
What's up colleagues, its enormous piece of writing regarding cultureand fully defined, keep it up all the time.
سه شنبه 22 آبان 1397 10:23 ب.ظ
great put up, very informative. I'm wondering why
the opposite specialists of this sector do not realize this.
You should proceed your writing. I'm confident, you've a great readers' base already!
جمعه 18 آبان 1397 03:04 ب.ظ
Peculiar article, just what I wanted to find.
یکشنبه 13 آبان 1397 04:03 ب.ظ
Hey there I am so glad I found your blog, I really found you by mistake,
while I was browsing on Bing for something else, Regardless I am here now and would just like to say thanks a lot for a tremendous post and
a all round enjoyable blog (I also love the theme/design), I don't
have time to go through it all at the moment but I have book-marked it
and also added in your RSS feeds, so when I have time I will be back to read a great deal more, Please do keep up the superb work.
جمعه 11 آبان 1397 02:54 ب.ظ
Descargar facebook
Its not my first time to visit this web site, i am visiting this website dailly and obtain good facts
from here all the time. Descargar facebook
سه شنبه 8 آبان 1397 03:11 ب.ظ
We absolutely love your blog and find a lot of your post's to be
just what I'm looking for. Do you offer guest writers to write
content for you personally? I wouldn't mind
publishing a post or elaborating on a few of the subjects you write with regards to here.
Again, awesome web log!
دوشنبه 7 آبان 1397 07:17 ب.ظ
Nice blog right here! Also your web site lots up very fast!
What web host are you the use of? Can I get your associate link
for your host? I desire my site loaded up as fast as yours lol
دوشنبه 7 آبان 1397 06:18 ق.ظ
Why viewers still make use of to read news papers when in this technological globe everything is presented on net?
پنجشنبه 3 آبان 1397 04:04 ب.ظ
Normally I do not read post on blogs, but I wish to say that this
write-up very compelled me to try and do so! Your writing taste has been surprised me.
Thank you, quite nice post.
پنجشنبه 26 مهر 1397 03:00 ق.ظ
What's up everyone, it's my first pay a quick visit at
this site, and post is really fruitful designed for me, keep up posting such
articles or reviews.
سه شنبه 24 مهر 1397 05:55 ب.ظ
Hey there excellent website! Does running a blog such as this require a massive amount work?

I've absolutely no understanding of computer programming
but I was hoping to start my own blog soon. Anyway, if you have any recommendations or
tips for new blog owners please share. I understand this is off topic
nevertheless I just needed to ask. Appreciate it!
پنجشنبه 19 مهر 1397 05:13 ب.ظ
Do you mind if I quote a few of your posts as long as I
provide credit and sources back to your site?
My blog site is in the very same area of interest as yours and my users would
truly benefit from some of the information you provide here.
Please let me know if this okay with you. Thanks!
سه شنبه 17 مهر 1397 09:28 ب.ظ
Everything is very open with a clear clarification of the issues.
It was really informative. Your site is useful. Thanks for sharing!
دوشنبه 16 مهر 1397 03:44 ب.ظ
Hey! Someone in my Myspace group shared this website with us so I came to give it
a look. I'm definitely loving the information. I'm bookmarking and will be tweeting
this to my followers! Exceptional blog and wonderful style and design.
دوشنبه 16 مهر 1397 03:17 ب.ظ
I will right away grab your rss feed as I can't find your e-mail subscription hyperlink
or newsletter service. Do you have any? Please permit me recognise in order
that I could subscribe. Thanks.
پنجشنبه 12 مهر 1397 09:03 ب.ظ
I'm not sure the place you are getting your info, however good topic.
I must spend some time learning much more or figuring out more.

Thanks for magnificent information I used to be in search of this information for my mission.
جمعه 14 اردیبهشت 1397 09:18 ق.ظ
Undeniably believe that which you stated. Your favorite reason seemed
to be on the net the simplest thing to be aware of.
I say to you, I definitely get irked while people
think about worries that they just do not know about. You managed to hit the nail
upon the top as well as defined out the whole thing without having side
effect , people can take a signal. Will likely be back
to get more. Thanks
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 01:59 ب.ظ
Do you have a spam issue on this website; I
also am a blogger, and I was wanting to know your situation; many of us have created some nice
procedures and we are looking to exchange solutions with other folks, be sure to shoot me an e-mail if interested.
جمعه 20 مرداد 1396 10:34 ب.ظ
Your way of telling everything in this article is genuinely fastidious, every one be capable of easily know it, Thanks a lot.
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:10 ب.ظ
It's perfect time to make a few plans for the future and
it is time to be happy. I've read this post and if I could
I wish to suggest you some fascinating issues or suggestions.

Perhaps you can write next articles referring to this article.
I desire to learn even more issues approximately it!
جمعه 6 مرداد 1396 05:37 ب.ظ
I'm amazed, I must say. Rarely do I come across a blog that's
both equally educative and engaging, and let me tell you, you have hit the nail on the head.
The problem is an issue that too few men and women are speaking
intelligently about. Now i'm very happy that I stumbled across this in my search for
something regarding this.
یکشنبه 1 مرداد 1396 04:32 ب.ظ
bookmarked!!, I like your website!
چهارشنبه 28 تیر 1396 06:05 ب.ظ
Hello, yup this paragraph is really good and I have learned lot of things from it about blogging.

thanks.
دوشنبه 12 تیر 1396 09:01 ب.ظ
My brother suggested I may like this website. He was once
entirely right. This put up actually made my day.
You cann't imagine simply how so much time I had spent for
this info! Thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای لامرد ما محفوظ است